فسا
اله کرم جلالي
عشق عامل تکامل وپویایی موجودات عالم به شمار میرودئ و پرداختن به موضوع عشق به معنای واقعی آن ارج نهادن به شان انسانی است ، زیرا هر چه مراتب معرفت بشر از این موهبت الهی بیشتر باشد درتعیین اهداف و انگیزه های او میتواند نقش افرین باشد . عشق حقیقی کیمیایی است که میتواند انسان را از زندان نفس رهایی بخشیده و به مقام فناء فیا لله برساند ، باعنایت به اینکه مکتب فکری مولانا بر پایه ی عشق استوار است موضوع یادشده برای تحقیق انتخاب گردید، ضمناَ پژوهشی خاص در این باره بطور مستقل انجام نگرفته است . این پژوهش درسه فصل تنظیم گردیده است ، یک فصل به تعریف عشق ومراتب آن ویک فصل به دیدگاه مولوی درباره عشق اختصاص یافته که بدین منظور حکایت های عاشقانه درسه دفتر نخست بررسی گردیده است . برایاین کار پس از مطالعه سه دفتر نخست مثنوی ، ضمن بررسی منابع معتبر، فیش برداری نمودم و سرانجام به تدوین وتنظیم رساله پرداخته شده است . عمده عرف ، حکما و فلااسفه عشق رابه دونو ع مجاری وحقیقی تقسیم میکنند. مولانا عشق مجازی را نردبان عشق حقیقی میداند. او هرگونه گرایش و کشش بین کاینات را نوعی عشق تلقی میکند وقدرت آن رامافوق تصور میداند . به گونه ای که معراج پیامبر اکرم وجنبش کوه طور را به سرعشق نسبت بمدهد وازعشق به " اسطرالاب اسرار خدا"و " طیب جملهی علت ها " یاد کرده است وسرانجام میگوید عشق را به آنونه که هست نمی توان شرح نمود. حاصل این اندیشه این است که انسان دراین دنیا به خاطر وجود حجاب های جسمانی ومادی از درک نشاط واقعی عشق ناتوان است . محصول این بصیرت این است که انسان با انتخاب آکاهانه مسیر عشق حقیقی برای نیبه به کمال که قرب به حق است از بدی ها وزشتی ها دوری نموده وبه سوی نیکی ها و زیبایی ها ی جاودانه که سعادت همیشگی است گام برمیدارد.
Help Persian