فسا
محمدعلي ارجمندمنش
فردوسی با ذهن خلاق و هنر والای خود ،اصل داستان های شاهنامه را گرفته و در کالبد این داستانها روح دینی و فرهنگ اسلامی دمیده و بدین وسیله داستان ها را از سطح افسانگی به سطح واقعی و زنده ارتقاء بخشیده است. نگارنده در این تحقیق بر آن شده است که ضمن نشان دادن پیوند محتوای برخی داستان های شاهنامه با قصص قرآن مجید ،شخصیت دینی و حقیقی فردوسی را نیز معرفی می کند. پیوندی که شاهنامه بت تعلیمات دینی و فرهنگ قرآنی دارد بسیار چشمگیر و قابل توجه است این پیوند به دلیل ظرافت و هنر مندی فردوسی در تلفیق فرهنگ ملی و دینی کمتر احساس می شود. این پژوهش مشتمل بر سه فصل است .فصل اول و دوم از چند بخش و احیانا زیر بخش تشکیل شده است.در فصل اول یعنی کلیات موضوع به بررسی هدف ،پیشینه و روش تحقیق پرداخته شده است. نگارنده در بخش اول فصل دوم ،دانستنی هایی در مورد داستان های قرآن،شاهنامه و فردوسی نقل کرده،آنگاه طی بخش های بعدی با ارائه داستان ها و قصه هایی از قرآن و شاهنامه که از جهت محتوایی با یکدیگر مشابهت دارند ، به تطبیق آنها پرداخته است و در هر کدام از این بخش ها به احترام کلام وحی ابتدا قصه ی قرآن مجید را نقل نموده ، آن گاه داستان شاهنامه را که به نحوی با آن قابل تطبیق بوده ، آورده است. سپس در قسمت پایانی هر بخش به تحلیل موضوع و مقایسه داستان شاهنامه و قصه ی قرآن دست زده است و در پایان نتیجه ی کلی موضوع پژوهش را طی فصل سوم نگاشته است
Help Persian