فسا
سمانه کشاورزي
ترسآگاهي، يكي از مهمترين جنبههاي وجودي انسان است كه با ترس معمولي تفاوت دارد؛ زيرا ترس طبيعي، مربوط به جنبهي حيواني انسان است و با رفع موضوع ترس، از بين مي رود. اما ترسآگاهي از آن حيث كه متعلّقي ندارد كه با برطرف نمودن آن، معدوم گردد، ترس از هيچ است كه با خودآگاهي فرد ارتباطي مستقيم دارد و از اين رو تنها مختص انسان است. به عقيدهي اگزيستانسياليستها، ترسآگاهي، ترس ناشي از آگاهي فرد نسبت به آزادي نامتناهياش است كه در انتخاب ميان اين يا آن، تجربه ميشود. كييركهگور نيز به عنوان پرچمدار اگزيستانسياليسم، معتقد است كه ترسآگاهي واقعيت آزادي به عنوان امكان امكان است؛ كشش گنگ و مبهمي است كه به نحو بالقوه در درون فرد وجود دارد اما هر لحظه قابليت فعليت يافتن و واقع شدن را دارد. در اين پژوهش كه با روش تحليلي ـ كتابخانهاي تهيه شده، ضمن بررسي آراء كييركهگور و اشاره به عمدهترين انتقادات وارد بر انديشهي او، ديدگاه خاص اين متفكر، مبني بر اينكه ترسآگاهي، مقوم انسانيت انسان است، بيان و تصويري از تجربهي ديالكتيكي اين مقوله در سپهرهاي سهگانه كه به زعم كييركهگور، سه امكان زندگي آدمي است، ارائه شده است. كليدواژه: كييركهگور، ترسآگاهي، اگزيستانس، جهش، سپهرهاي سهگانه، شورمندي
Help Persian