فسا
شاهرخ مولايي
چكيده تفسير قرآن فرايندي است كه از بدو نزول آيات قرآن آغاز شده وتا به حال نيز ادامه دارد. اين فرايند دستآورد عوامل متعددي است كه بر آن اثر نهاده است و اين رساله در پي گردآوري اين عوامل وميزان اهميت وتأثير هركدام بر نگاه مفسر ومتن قرآني است. براي دستيابي به اين امر مستقيماً به سراغ تفاسير رفته واز آثار مفسرين، به عوامل تأثير گذار بر آنها دست يافته واين كار تا جمعآوري كامل عوامل ادامه مييابد. بديهي است كه مفسرين در گذر تاريخ در رتبهبندي اين عوامل وبه تبع آن در ساختار روش تفسيري برآمده از رتبهبندي آنها، اختلاف نظر داشته وصبغههاي مختلف تفسيري را رقم زدهاند. اين روشها در قالب روش قرآن به قرآن، اجتهادي، موضوعي، تطبيقي، عصري، فلسفي، تاريخي ومانند آنها ظهور يافته است. نگارنده بر اين باور است كه اين عوامل در يك درجه از اهميت نيستند وپس از شمارش عوامل، روشي را بر اساس اهميت وميزان تأثير آنها به جهت يافتن مراد خداوند با حداقل درصد خطا بنيان نهاده است. ضمن اين كه وجود «شوراي مفسرين» را در هر عصر ونسلي براي تفسير قرآن بر اساس نياز جامعه ضروري ميداند. كليد واژهها: تفسير، تأويل، فهم، هرمنوتيك، أثر، عمل
Help Persian