فسا
زهرا ناظرمظفري
چکیده: در این رساله ابتدا پس از تحقیق در مفهوم خود، به بررسی و تحول آن در روند روانشناسی ، سیر تاریخی، و سپس خودشناسی در عرفان و کلام مولانا پرداخته شده است. از آنجا که شناخت خود بی معرفت نفس میسر نمی شود، پس از تحقیق در معانی لغوی و اصطلاحی نفس، مباحث نفس و خداشناسی ، نفس در عرفان و کرامت نفس و....... ، مورد توجه واقع شده است. اساساً اندیشه مفهوم خود ، در اصل بر توانایی انسان به تفکر مبتنی است که معمولاً آن را ویژگی خاص انسان می نامند. «خود» از دیدگاه عرفا بیداری، خودآگاهی و خودشناسی می باشد که در حقیقت همان یقظه صوفیانه است که نقطه عزیمت و تنبُه و بیداری از خواب غفلت و خود شناسی می باشد. مولانا همواره بر این مسأله تاکید دارد که انسان باید دائماً به ارزیابی خویشتن بپردازد و در تلاش باشد تا خود را بشناسد، به اعتقاد او اگر انسان به شناخت خویش و ارزیابی کرده و نکرده های خود بپردازد، خویشتن را اسیر هوا و هوس های نفسانی نمی سازد. این جاست که در می یابدروحش پذیرش دریافت نور الهی را دارد و نباید آن را اسیر خس و خاشاکهای عالم مادی سازد. براین اساس ، در پایان هم با توجه به موضوع اصلی پایان نامه، بر پایه ی عرفان مولانا، خود شناسی و نفس در سه دفتر از مثنوی معنوی، مورد بررسی قرار گرفته است.
Help Persian